تبلیغات
6cherkolak - و بالاخره عکس اتاقمون
پنجشنبه 28 مرداد 1389

و بالاخره عکس اتاقمون

   نوشته شده توسط: hastu    

اولش بگم که از اون جایی که اتاق ما همیشه تمیز بوده استثناً اون روز اتاق یه ذره به هم ریخته فقط یه ذره ها!

تخت بالا برا غزل بود همیشه مرتب و منظم اصلا این بشر رو تختش نمی رفت که بخواد فرم تخت عوض بشه.

تخت پایین برا مانی جونم بود. کل بچگیمونو رو این تخت گذروندیم.

عکس بعدی:

تخت بالا: ابجی سحرم که رو همین تخت بختش باز شدو شوور کرد!

تخت پایین: حاج اقا سمیر، درست می بینید اونم عکس اقاس که رو شوفاژه. نمایشگاه کتاب که رفتیم من براش اوردم.

اونم قوری جونه هم دم من.

عکس اخری:

تخت بالا:  زهرا عاشق. فاصله بین تختو دیوار می بینید از همین جا گوشیشون می افتاد پایین ور دل من.

تخت پایین: البت که دیگه گفتن نداره!

 


What do you do for a sore Achilles tendon?
دوشنبه 27 شهریور 1396 02:39 ق.ظ
Hey! I know this is kind of off topic but I was wondering if you
knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty finding one?

Thanks a lot!
http://leola1miller2.snack.ws
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:11 ق.ظ
I know this site presents quality based content and extra material, is there any other site which offers these data in quality?
چیستا
چهارشنبه 3 شهریور 1389 06:26 ب.ظ
زحمت کشیدی مانی اینجام در حقم ظلم شد عکس تخت من از همه بدتره
پاسخ hastu : شوخی که نیست مانی 17 تا بچه رو این تخت بزرگ کردیا! بایدم این جوری باشه.
رضا
جمعه 29 مرداد 1389 11:33 ق.ظ
سلام
خیلی ممنون که وقتی آپ می کنید
خبر می دید!!!!!!!!!!!!!!!!!
بازم هر کاری کنید به ما نمی رسید
ولی به نوبه ی خودش خوب کثیف
پاسخ hastu : :)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر