تبلیغات
6cherkolak - ضد حال سحر
پنجشنبه 18 شهریور 1389

ضد حال سحر

   نوشته شده توسط: hastu    

سحر بدو بدو رفتم تو سایت دانشگاه همه جام تاریک چشام داشت از کاسه در میومد اخه اسم کسایی که بهشون خوابگاه میدن اومده، رفتم دیدم فقط به زهرا خوابگاه دادن مام هویج.

همون موقع به همه اس ام اس زدمو همرو تو غم خودم شریک کردم. فقط حاج اقا جواب داد اونم فقط بلده بگه اگه به ما خوابگاه ندن پس به کی می خوان خوابگاه بدن. پاشو همین الان بریم قزوین.

اخه برادر من روز عادیش دانشگاه نداشتیم الان که 5 شنبسو مردمم تو گیر و داد تعطیلات خوابگاه که هیچی دانشگام نیست.

گیر داده که باید بریم منم گفتم خودت برو می خوام بخوابم. بعدشم که خوابیدم


chocolate
سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 11:05 ب.ظ
Thank you a lot for sharing this with all of us you really understand what you're
speaking about! Bookmarked. Please additionally visit my website =).

We may have a hyperlink trade arrangement among us
What causes the heels of your feet to burn?
شنبه 18 شهریور 1396 04:34 ق.ظ
I have been exploring for a little for any high-quality articles
or weblog posts on this kind of area . Exploring in Yahoo I at last stumbled upon this website.
Reading this information So i'm glad to show that I've an incredibly just right uncanny feeling I discovered exactly what I needed.
I such a lot unquestionably will make certain to do not overlook this site and give it a glance regularly.
محمد
جمعه 19 شهریور 1389 12:42 ق.ظ
بقیه باید برن خوابگاه خصوصی؟
همون خوابگاهایی که ترم یک و دو بودن؟
پاسخ hastu : بله دیگه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر