تبلیغات
6cherkolak - خوابگاه
پنجشنبه 25 شهریور 1389

خوابگاه

   نوشته شده توسط: hastu    

دیروز ساعت 6 صب رفتیم قزوین 10 شب رسیدیم خونه. منو مامانمو دوستمو مامانش (واج ارایی میم).

پارسال بهمون خوابگاه ندادن که مثلا امسال بدن. امسالم که با اون امتیاز بندی قشنگشون فک کنم ما نفرات اخر باشیم. حالا خوابگاه ندادن هیچی یارانه های تخفیفم از 400 نفر به 150 نفر افزایش دادن.

گفتیم بریم مسئولشو ببینیم شاید فرجی بشه 4 دفعه مسیر خوابگاه دانشگاهو رفتیم اومدن نتیجه که هیچی داشتن از دانشگاهم بیرونمون می کردن. که مام سنگین رنگین رفتیم همون پانسیون گرفتیم.

مثال اتوبوسو برای خوابگاه می زنن. میگه وزارت علوم بیش از ظرفیت داره ثبت نام می کنه میگم خوب اعتراض کنید میگه من نمی تونم. میگم تو نمی تونید ما می تونیم؟

برگشته می گه من دارم باهاتون منطقی حرف می زنم. منم گفتم حرفاتون اصلنم منطقی نیست. گفت ورودی چندی؟ گفتم 88. گفت برو بیرون. فک کردم داره شوخی می کنه تو صورتش خندیدم. داد زد برو بیرون. منم رفتم. اینم جزیی از حرفای منطقیشون بود.

پارسال که با خوابگاه خلیج فارس قرارداد داشتن خانم ایکس برخوردشون اون جوری بود امسال باهاشونم قرارداد نبستن خدا می دونه می خوان چی کار کنن.

هفته پیش مانیو حاجی رفته بودن پیشش که ما می خوایم با هم باشیم. نه گذاشته بود نه برداشته بود گفته بود که اولا غزلو اصلا ثبت نام نمی کنم، تو واحدای جدا از همم میندازمتون هر طبقه ایم که دوس داشته باشم!

منم دیروز رفتم از طرف کل بچه ها یه جای دیگرو دیدمو پسندیدمو ایشالله مبارکش باد.

فقط مانی و زهرا پیشمون نیستن. شبا دیگه کسی نیست برامون قصه تعریف کنه!


http://mightygathering80.exteen.com/20150624/feet-pain-following-hammertoe-surgical-procedures
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:50 ق.ظ
This is my first time visit at here and i am really pleassant to read all at single place.
چیستا
شنبه 27 شهریور 1389 07:00 ب.ظ
اشكال نداره مانی فكر میكنم فرستادمتون خونه بخت.بیاین روزای جمعه بهم سر بزنین
پاسخ hastu : ننم وای ننم. مانی حالا چی کارکنیم؟
میگم هر روز هفته مهمان یکیمون شو؟هان؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر