تبلیغات
6cherkolak - مطالب اسفند 1389

ناخورده شراب می خروشیم بنگر چه كنیم اگر بنوشیم


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده :hastu
تاریخ:یکشنبه 1 اسفند 1389-10:09 ق.ظ

انقلاب

دیروز اولین جلسه کلاس انقلابمون بود. شاد و خوش و نغمه زنان رفتم سر کلاس. حالا قراره 5:30 شروع بشه استاد 5:15 سر کلاس بود

اومد کلی غر زدیم که چه وضعشه و از این حرفا وایساد تا 5:30 بعد شرو کرد حضور و غیاب کردن. اولش که دوستام سر زمین (قضیه داره میگم حالا) بودن ساکتو اروم نشسته بودم.

گفت رحمانی منم گفتم استاد میان بعد گفت پویا رحمانی پسره اون ور کلاس گفت بله استاد. پس نمیان استاد.

هر کیم می خوند ازش می پرسید از کجا؟ انگار اومدیم مسابقه.

دیگه تقریبا همه اومده بودن شرو کرد به درس دادن مام رو دور خنده مگه بند میومد. هر دفه استاد برگشته مارو نیگا می کرد من نیشم تا بنا گوشم باز بود.

پشت سر من یه دختره نشسته بود. هست با خط کشای فلزی رو میزو می کنی یه صدای باحالی داره، از اون صداها میومد. برگشتم به منا گفتم داره کنده کاری می کنه تا اینو گفتم منا پخش کلاس شد . برگشتم دیدم دختره داره تو حلق استاد سوهان ناخن می کشه با چه صدایی

تا نیم ساعت من فقط داشتم می خندیدم. اخه وسط کلاس اونم با اون وضعیت. خیلی باحال بود.

یه لحظه خودمو نیگه داشتم برگشتم گفتم میشه بسه اونم بندو بساتشو جمع کرد دوباره زدیم زیر خنده. گفتم الانه که اپی لیدیشو دراره و...